ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

42

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

ابن وصيف شاه و مقريزى و ابو المحاسن آن را روايت كرده‌اند و با وجود آنكه بشدت رنگ تخيّل دارد ، مطالبى مفيد از آن به دست مىتوان آورد و فران براى تعيين محلّ سرزمين واق واق كه بعضيها بخطا پنداشته‌اند ژاپن است از آن استفاده كرده است . 106 تصوير زمين به شكل يك پرنده ، خاصّ عريان نيست ، زيرا اين فكر به نزد ساميان غربى نيز يافت شده كه زمين را به شكل يك پرندهء جهانى بزرگ تصوير كرده‌اند ، 107 و همين تصوير به نوبهء خود از عربان به بعضى از رسائل مسلمانان چينى راه يافته است . 108 جالب آنكه حتّى در مسائل مربوط به خود عربستان افكار واقعى با افكار موجود در تورات بكلّى به هم درآميخته و نمونهء آن قصّهء انتشار قبايل عرب است كه آن را به يكى از پرمايه‌ترين گويندگان حديث ، يعنى ابن عبّاس ( متوفى حدود سال 687 ) ، نسبت داده‌اند و در كتاب وصف جزيرة العرب همدانى و فرهنگ بكرى به جامانده است و انديشهء درستى از اين گونه احاديث جغرافيايى قديمى كه رنگ واقع بر آن غلبه دارد به دست مىدهد . متن روايت چنين است : باب آنچه از ابن عبّاس رحمه اللّه تعالى دربارهء جزيرة العرب آمده . امّا حديث عبد الله بن عبّاس دربارهء جزيرة العرب : از محمّد بن سائب كلبى از ابى صالح از ابن عبّاس از يك طريق ، و نيز از معاوية بن عميرة بن مخوس كندى آمده كه وى از عبد اللّه بن عبّاس بن عبد المطّلب شنيد كه مردى دربارهء فرزندان نزار بن معدّ از او پرسيد . او گفت آنها چهار كس بودند : مضر و ربيعه و أياه و انماز . فرزندان معدّ بن عدنان بن ادد بسيار شدند و نسل اندر نسل به هم پيوستند و منزلهايشان در مكّه و اراضى تهامه مجاور آن بود ، و در بلاد مجاور خود پراكنده شدند و در منزلگاهها به رقابت برخاستند . در آن روزگار سرزمين عرب خالى بود و در تهامه و نجد و حجاز و عروض مردم بسيار نبود زيرا بخت‌نصّر آنجا را خراب كرده و مردم را به اسيرى برده بود ، جز آنها كه به قلّهء كوهها و دره‌ها پناه برده يا از گذرگاه سپاه و جولانگاه اسبان وى به جاهاى دور گريخته بودند . پس غور تهامه را ميان خودشان به هفت قسمت تقسيم كردند و هر قسمت اراضى مجاور خود را از حجاز و نجد و تهامه و يمن ، براى منزل و چراگاه گوسفندان و مواشى داشت . در آن روزگار همهء سرزمين عرب شامل پنج قسمت بود كه جزو جزيره‌اى مطيفه [ يعنى به شكل دايره ] يا مطيقه [ يعنى به شكل گردنبند ] بود ، و هنگام اختلاف زبانها در بابل ، جزيرة العرب به سهم كسانى شد كه خدا آنان را به زبان عربى گويا كرده بود ، و به روزگار نمرود بن كوش بن كنعان بن رحام ، از اعقاب نوح ، فالخ بن عابر بن شالخ بن ارفخشذ بن سام بن نوح زمين را بين فرزندان نوح ، عليه السّلام ، سام و حام و يافث تقسيم كرد ، باز جزيره سهم عربان شد . 109